خرید بک لینک
از کار در کتاب خانه استقبال شده است. دانش آموزان زیادی دوست دارند در کتاب خانه ی مدرسه کارکنند. من نام دانش آموزان داوطلب را می نویسم، و شنبه ها برنامه ی هفتگی کار در کتاب خانه را روی دیوار کتاب خانه می چسبانم. دو نفر کتاب خانه ی مرکزی، دو نفر میز کتاب و مطبوعات سالن بالا، دو نفر میز سالن پایین، و دو نفر هم کتاب خانه ی سیار. در مجموع روزی هشت و هفته ای چهل نفر در کتاب خانه های مدرسه مشغول به کارمی شوند. من الان یک فهرست شامل شصت و سه نام دارم که دوست دارند کار در کتاب خانه را تجربه کنند.برچسبها: کتاب خانه, مدرسه

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:25

هروقت کتاب خانه به سمت تکرار و روزمرگی پیش می رود، یک خلاقیتی به خرج می دهیم، یک برگ تازه ای رومی کنیم. کتاب خانه ی سیار یک کیف آبی رنگ است که دو نفر از دانش آموزان، زنگ های تفریح می برند توی حیاط مدرسه. یک نفر کیف را برمی دارد، یک نفر هم نام امانت گیرنده و کتاب را می نویسد. کتاب های کیف که تمام می شود، می آیند از کتاب خانه ی مرکزی پر کتابش می کنند. برخی دانش آموزان به تازگی روزنامه ها و مجله های خوانده شده یا کتاب های پاره پوره را می برند، و نوشته ها و عکس های آن را به انتخاب خودشان جدامی کنند، می چسبانند روی تابلو. روزنامه ی "خراسان"، مجله های "کیهان بچه ها"، "دانشمند"، "پوپک"، "دوست" و ... . دوست خوبم "محمود خرقانی" سه تا سی دی فیلم از تولیدات "کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان" به من رسانده است، که گاهی در زنگ های مطالعه پس از مطالعه ی کتاب، با بچه ها فیلم می بینیم. فیلم های کوتاهی که زود دیده می شوند، و می شود در موردشان حرف هم زد. "یکی کم است"، "همنشین"، "قصه ی پنیرک"، "هم بازی"... . "چشم آبی" هم هست برای بچه های بزرگ تر. رنگارنگی کتاب های مان را با رنگارنگی تهیه کنندگان کتاب های کتاب خانه به دست می آوریم. هر کدام از دوستانی که به ما کتاب هدیه می دهند، یا برای مان کتاب می خرند، سلیقه ای دارند، که همین سلیقه می شود رنگ بندی کتاب هایی که روی میزهای کتاب خانه ها می نشینند، و ب

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:25

فرزاد، کتاب خانه ی گوشه ی حیاط مدرسه را هنوز بازنگه داشته است. کتاب خانه ی گوشه ی حیاط، گاز ندارد. هوا که سردشد، کتاب خانه ی مرکزی را در سالن بالا راه انداختیم. از آن موقع دو میز کتاب و مطبوعات و یک کتاب خانه ی سیار هم راه انداخته ایم، اما فرزاد کتاب خانه ی گوشه ی حیاط را هنوز بازنگه داشته است. لباس گرم می پوشد، و هوا که کمی گرم می شود، کتاب خانه را بازمی کند. تا حالا سه بار کلید کتاب خانه را گم کرده اما دست برنداشته و از من کلید تازه گرفته. خودم یک دقیقه از سرما آن جا بندنمی شوم. می گویم: "سرما می خوری فرزاد، این جا را ببند، بیا بالا". نمی آید. کتاب ها را می چیند روی میز و تابلوی "بازاست" را آویزان می کند به در کتاب خانه.برچسبها: کتاب خانه, مدرسه

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:25

صفحه بندی